حسام کاوه

روز نوشته های یک توسعه دهنده

سخت نگیر


کتاب خواندن همیشه هم خوب نیست

date 11 دی 1397   
کتاب خواندن همیشه هم خوب نیست

حتی مطالعه کتاب هایی که سطحشون پایین‌تر از سطح علمی شماست می‌تونه براتون خوب باشه. چون باعث میشه یک‌سری مطالب دوره بشه و بالطبع یک سری مطالب جدیدی برداشت کنید.

اما مطالعه همیشه هم خوب نیست. بعضی کتاب ها مطالب غلط آموزش میدهند، بعضیاشون پیشنیاز هایی نیاز دارند تا مطالب درست فهمیده شه یا بعضیاشون چیزهایی به آدم یاد میدن که شاید بهتر باشه اصلا ندونیمشون(مثل کتاب های فلسفی). اما دسته دیگری از کتاب ها هستند که هم مطلب درست یاد میدهند و هم یادگیریشون مفیده، اما بهتره نخونیمشون.

امروز یکی از دوستان کتاب برام فرستاد با اسم سفر با دوچرخه و همونطور که از اسمش معلومه در مورد اینه که چطور با دوچرخه به سفر برویم. منم یک نگاه کلی بهش انداختم و دیدم مطالب مفیدی نوشته. ولی این کتاب رو برای کسی که میخواد برای اولین بار با دوچرخه به سفر بره اصلا توصیه نمی‌کنم. کلا کتاب برای اینکار توصیه نمیکنم چون مطالعش میتونه آدم رو وسواس کنه. بعضی کار ها هستند نباید در موردشون سخت گرفت و هرچی سخت‌تر بگیری وسواس تر میشی و انجامش سخت تر میشه. از نظر من مطالعه همچین کتاب هایی برای وقتی مفیده که خود آدم تجربه انجامشو داشته و الان دنبال نکات تکمیلی و رفع نواقصشه. بگذارید یک مثال دیگه هم بزنم. امنیت در برنامه نویسی موضوع خیلی مهمیه، اما وقتی باید در مورد نکات امنیتی مطالعه کنید که دانش و تجربه برنامه نویسی داشته باشید!

من عاشق سخت نگرفتنم، شاید بهتر باشه بگم عاشق سخت گرفتن در وقت مناسبم. دوستیو میشناسم مدام توی یوتیوب ویدئو درمورد تعمیر دوچرخه میبینه… اما اونقدری وسواس میشه که از انجامشون میترسه. بهتره تو یک سری چیز ها فقط نواقصمونو بدونیم و بعد بریم درموردش تحقیق کنیم. نواقصمون رو وقتی می‌فهمیم که در موضوع شیرژه بزنیم و به مشکل بخوریم.

اگه هنوز مطلب سخت نگیر، حتی در سخت نگرفتن را نخوانده اید، پیشنهاد می‌کنم از دستش ندین:)

ادامه مطلب←

سخت نگیر، حتی در سخت نگرفتن

date 11 دی 1397   
سخت نگیر، حتی در سخت نگرفتن

چند سال پیش نزدیکای عروسی داییم بود و درگیر بنایی بودیم. میرفتم خونشون و تو رنگ کاری و آماده کردن خونه کمکش میکردم. کاری بهم می‌سپرد به بهترین نحو انجام میدادم و حتی نمیذاشتم یک ایراد کوچیک باقی بمونه. اما مشکلی که بود عروسی خیلی نزدیک بود و خونه آماده نبود پس باید عجله می‌کردیم. ازین جهت داییم مدام میگفت حسام سخت نگیر. چیزی که واسش مهم بود این بود که بنایی زودتر تموم شه نه اینکه کار خیلی تمیز و بدون هیچ نقص از آب در بیاد. منم سعی کردم سخت نگیرم و این باعث شد از رفع یک سری مشکلات و وسواسی های خیلی کوچیک که حتی به چشم نمیاد صرف نظر کنم و درنهایت نتیجه این شد که بنایی به موقع و چند روز مونده به عروسی تموم شد و نتیجه کار بسیار عالی بود. عالی بودن به معنای بدون نقص بودن نیست بلکه به این معناست که نواقص اونقدری کوچیکن که اصلا به چشم نمیان، مثل یک قطره رنگی که روی زمین ریخته. یا به عنوان مثالی دیگر، در رنگ‌کاری اگر خیلی تمیز کار کنی و مواظب باشی رنگی روی زمین نچکه، کار تمیز در میاد، ولی وقتی یکم از این دقتت کم کنی و آخرش رنگ های ریخته شده روی زمین را پاک کنی باز هم کار به همون تمیزی در میاد ولی تایمی که میگیره خیلی کمتره. این اولین باری بود که ذهن کوچیک من با مفهوم سخت نگیر آشنا شد و فهمیدم سخت نگرفتن به معنای اهمیت ندادن نیست.

بسیاری دانش‌آموزان و دانشجویان را می‌بینم که مدام پای کتاب میشینن و درس میخونن با این تفکر که درسشون واقا سخته و میخوان درسشونو با نمره +10 پاس کنن. همینشم کلی تلاش می‌خواد از نظرشون. اما به راستی چه دلیلی داره که نتیجه به مراتب بدتری میگیرن نسبت به کسی که فقط شب امتحان رو وقت گذاشته؟ بذارید احتمالات را بررسی کنیم:

ادامه مطلب←