حسام کاوه

روز نوشته های یک توسعه دهنده

سفر با دوچرخه، چرا و چگونه؟

date 26 اسفند 1397   
سفر با دوچرخه، چرا و چگونه؟

سفر با دوچرخه از جمله کار های خاصیه که مرد میخواد و کفش آهنی به پا. لذتی داره وصف نشدنی. سختی ای داره سخت تر از فولاد اما به شیرینی عسل.

اما واقعیت اینه که هرچیزی تو این دنیا ذهنیه و کاملا به خودتون بستگی داره که مسافرت با دوچرخه چقدر سخت باشه یا چقدر لذت‌بخش.

این‌همه وسیله، چرا دوچرخه حالا؟

واقعیت اینه که یک جاهایی هست که با دوچرخه رفتنش خیلی لذت بخشه. مثلا ترجیهم اینه که در جاده جنگلی بجای ماشین سوار بر دوچرخه باشم. رکاب زنی هم هیجان خاص خودشو داره همینکه منو به طبیعت نزدیکتر میکنه. صدای اضافی ایجاد نمیکنه و باعث میشه بک‌گراند رکاب‌زنیم صدای گنجشکان، صدای باد یا هرچیز طبیعی باشه. هرجا هم بخوام وامیستم و هرجا میخوام ادامه میدم. با ماشین از مناظر به سرعت میگذریم… قدرشونو نمیدونیم… اما با دوچرخه هم سرعتمون کمتره هم داریم زحمت میکشیم تا یک جایی رو ببینیم… پس تمرکزمونو میذاریم از کوچکترین چیز ها هم لذت ببریم.

پارک جنگلی گیسوم
پارک جنگلی گیسوم

اما همیشه که به جنگل نمیریم. کویر هم زیبایی خودشو داره. وقتی تصمیم میگیرم فاصله چند صد کیلومتری از این شهر به اون شهر را رکاب بزنم درواقع خودمو وارد یک چالشی کردیم. راه سختیه و یجورایی الهام بخش.سفر با دوچرخه یاد میده برای بدست آوردن چیزی که میخوام باید بجنگم و سختی بکشم. باعث میشه سختی های زندگی برام قابل حل‌تر بشه.

واقعا همه راه را رکاب می‌زنی؟

هیچ‌هایک به یزد
هیچ‌هایک به یزد

مسلما نه! معمولا رفتنه رو رکاب میزنیم و برگشتنه رو با کامیون برمیگردیم، شایدم برعکس. ولی معمولا جای تکراری رو رکاب نمیزنیم. به ۲ دلیل: یکی اینکه سفرمون زیادی طولانی نشه و دلیل دوم اینکه میتونیم بجای مسیر های تکراری مسیر های جدید رکاب بزنیم.

البته در سفر های مسافت‌بالا میشه بجای ماشین‌سنگین از هواپیما یا قطار استفاده کرد. اما یسری اصول داره اینکار. قطار و به خصوص هواپیما دوچرختونو همینطوری قبول نمیکنه. یا باید کاور دوچرخه تهیه کنید و دوچرختونو توش بگذارید یا اینکه دوچرخه را داخل کارتون بسته بندی کنید.

درکل شیوه سفر دست خودتونه. یکی رکاب زنی تا مسیر و بین جاده هارا دوست داره، یکی دوست داره بیشتر داخل شهر ها یا جاهای خاص رکاب بزنه، یکی وقت بیشتری داره و دوست داره از این شهر تا اون شهر هم رکاب بزنه و مسلما وقت بیشتری هم داره.

روزی چقدر رکاب میزنی؟

تجربه روزی ۲۰۰ کیلومتر هم داشتم و همینطور تجربه کمتر از 10 کیلومتر در یک روز. ولی اگه میانگین بخوایم حساب کنیم روزانه 80 کیلومتر رکاب زنی داریم. البته سفر با سفر فرق داره. یکی هدفش ورزشه یکی تفریح. مسلما سفر ورزشی رکاب‌زنی بین شهری بیشتری داره تا سفر تفریحی(رکاب‌زنی داخل شهری)

رابطت با مردم چطوره؟

مهمان‌نوازی هلال‌احمر دزفول
مهمان‌نوازی هلال‌احمر دزفول

دقیقا یکی از نکات سفر با دوچرخه اینه که به دلیل کار خاصی که انجام میدی میتونی با هرکسی ارتباط بزنی. بعضی جاها مردم میان و دورت جمع میشن و انتظار دارن براشون حرف بزنی. این خیلی لذت بخشه… . یجاهایی هم کلی کمک میکنن مردم…. مثلا وسط جاده اگه آب تموم کنی کافیه قمقمه نشون بدی و ماشین هایی که میزنن کنار جاده رو بشمری…. تقریبا خیلی هواتو دارن… خیلی جاها شام یا ناهار دعوتت میکنند(بستگی به شهرش داره) خیلی افراد هم هستند که دعوتت میکنن برای میزبانی به خونشون و شب هم اونجا میمونی:)

شب ها هم رکاب میزنی؟

من عاشق رکاب زنی در شب ام. هیجان بیشتری داره و بالطبع خطرات بیشتر. اگه جاده خوب باشه و مناظر سرسبز هم سر راه نباشه(که ازدستشون بدیم) شب ها هم رکاب میزنیم. منتهی دو یا سه تا چراغ عقب و دو تا چراغ جلو همراهمه همیشه:) .البته اگر تنهایی رفته باشم سفر سعی میکنم شب رکاب نزنم.

کجا میخوابی؟!

کمپ کنار دریا
کمپ کنار دریا

یکی از چالش های حل شده سفر همون شب مانی یا جای خوابیدنه…. . واقعیت اینه که واسمون مهم نیست جای شیک و با امکاناتی بخوابیم. تقریبا امنیت مهمترین پارامتریه که در نظر میگیریم. اگر در شهر باشیم ممکنه در پارک چادر بزنیم، یا حتی تجربه چادر زنی در ساختمان نیمه ساخته هم داشتیم… . اگر هم در جاده بخوایم شب مانی داشته باشیم کیلومتر ها از جاده فاصله میگیریم و بدور از انسان کمپ میزنیم.

البته لازمه بگم مردم خیلی خیلی لطف دارند و تقریبا بیشتر شب ها پیشنهاد میزبانی داریم. خیلی وقت ها هم به آتش‌نشانی یا هلال‌احمر میریم و اون‌ها هم معمولا به گرمی ازمون استقبال میکنند. این بین دوستانی پیدا میکنید که ارتباطتون ادامه دار میشه…. جالبه نه؟!

میزبانی آتش‌نشانان دوست داشتنی مشهد
میزبانی آتش‌نشانان دوست داشتنی مشهد

دوچرخه خراب نمیشه؟

یکی از باور هایی که در سفر بدست آوردم این بوده که به هرچی فکر کنی همون میشه. بذارید مثال بزنم:
در سفر به یزد، بین کاشان و نایین بودیم و به این فکر میکردم که سایکل توریست های خارجه اگه در جاده لاستیکشون(تیوپ نه ها) پاره شه چی میکنند؟ آیا لاستیک زاپاس هم با خودشون می‌برن؟ هعی…. مشغول این افکار منفی بودم که به یک دقیقه نرسید که یک میله فلزی رفت توی لاستیک و لاستیک اندازه دو بند انگشت جر خورد… . درنهایت یک تیکه از بطری آب‌معدنی بریدیم و گذاشتیم بین لاستیک و تیوپ و به راه ادامه دادیم. لاستیک تا دو ماه دوام آورد.
بار ها و بارها به همچین چیز هایی خوردم. معمولا روزی که فکر منفی در مورد سلامت دوچرخم ندارم هیچ مشکلی برای دوچرخم پیش نمیاد. اما روزی که فکرشم دقیقا یک بلایی سرش میاد… . پس اصلا فکر مشکلات رو نمیکنم. نه که کلا بیخیال باشم ها ولی جوری نیست که فکرم رو درگیر کنه… اگرم مشکلی جدی پیش بیاد یک راه حلی پیدا میشه. نهایت نهایتش اینه که وسط جاده ام و یک ماشینی رو نگه میدارم تا منو به یک شهری برسونه بتونم تعمیرش کنم دیگه…..
شده مشکلات نسبتا جدی ای هم پیش بیاد. تو سه تا از سفر هام ترکبند خودم یا همسفرم شکسته. بعد از پیش اومدن مشکل خود به خود راه حل هم پیدا میشه…. اینجور مشکلات چالشیه برای اینکه خلاقیتتونو بیازمایید:)

غذا رو چی می‌کنی؟

صبحانه
صبحانه

غذا هم از اون چالش های حل شدست. لازمه که یک مقداری خشکبار مثل بادام و خرما همراهمون باشه تا هر چند دقیقه مقدار کمی از اون را بخوریم و انرژی بگیریم. برای غذا هم زیاد سخت گیر نیستیم. ممکنه یک روز نون پنیر بخوریم، یک روز بریم یک رستوران، یک روز میوه بخوریم، یک روز هم وسایل بخریم و خودمون یچی درست کنیم. منتهی باید حواستون باشه مواد مغذی به حد کافی بهتون برسه.

چه چیز هایی با خودت میبری؟

راستیتش من سبک سفر می‌کنم. یعنی فقط حداعقل هارو بر میدارم. تقریبا نه غذا همراه خودم میبرم نه لوازم خاص مثل انبردست. غذا رو که هرجایی میشه تهیه کرد(فقط میان وعده و خشکبار همراهم میبرم) و انبردست هم تقریبا در هر ماشینی وجود داره. بعد… من اگه انبردست همراهم باشه یک قسمتی از فکرم مشغول خرابی دوچرخه میشه و به هرچی فکر کنی همون میشه. کسایی رو هم دیدم که سشوار می‌برن ولی من عقیدم اینه که عروسی که نمیخوایم بریم…. هرکاری هم کنیم باز موهامون به هم میریزه و پس اصلا فکر این چیزا نیستم. حتی یک زمان آیینه جیبی میبردم ولی دیگه حتی اونم نمیبرم.
بعضی وسایل شخصین ولی بعضیا رو میشه گروهی استفاده کرد. پس از سفر های مختلف به این نتیجه رسیدم که وسایل زیر لازمند.

گروهی

  • گاز
  • ماهیتابه و کتری
  • کمی روغن سرخ کردنی
  • ادویه جات
  • فندک و لوازم آتیش(پیک نیک)
  • چادر
  • زیر انداز برای زیر چادر
  • لوازم پنچر گیری
  • تلمبه
  • آچار(آلن، زنجیر، پیچ گوشتی)
  • شامپو
  • مایع دست شویی، ظرف‌شویی، اسکاچ
  • بست کمری(+10 تا)
  • پین زنجیر یا قفل زنجیر
  • چند تا پیچ+واشر+مهره(معمولا پیچ آلن‌خور سایز 5 و 6 برمیدارم)
  • روغن زنجیر
  • مسکّن و قرص سرماخوردگی
  • چسب 5 سانتی
  • تاید

شخصی

  • کیسه خواب
  • ترکبند و خورجین و کش ترک بند
  • مسواک
  • زیر انداز تک نفره
  • لباس(لباس دوچرخه، لباس گرم، شورت، جوراب، کلاه، عینک، دستمال سر، دستکش، ساق دست و… به تعداد لازم)
  • دستمال کاغذی
  • پاوربانک و شارژر
  • شونه
  • تویوپ زاپاس
  • لیوان
  • قاشق و چنگال
  • چاقو
  • مشما به تعداد لازم
  • باطری زاپاس برای چراغ دوچرخه.
  • چراغ عقب و جلو دوچرخه
  • چپیه یا دستمال به عنوان دستمال همه کاره(حتی به جای حوله)
  • دمپایی
  • قفل دوچرخه
  • دسته آلن
  • تنقلات

اختیاری

  • سیخ
  • ماژیک برای هیچ هایک
  • انبردست
  • عینک دودی
  • کرم ضد آفتاب
  • مایو
  • هدلامپ
  • اسپری
  • مشما زباله برای ضدآب کردن خورجین

اینایی که نوشتم میتونه برای هرکسی یا هربرنامه ای متفاوت باشه و چیزی نیست که دیکته وار انجامش بدید. سخت نگیرید.

خسته نمیشی؟!

اوج خستگی در سفر به کوهرنگ
اوج خستگی در سفر به کوهرنگ

محاله خسته نشی. برای منی که بیشتر وقتمو با کامپیوتر میگذرونم تقریبا سفر با دوچرخه تنها جاییه که میتونه منو از پا بندازه جوری که بعضی وقت ها از شدت خستگی نتونیم حتی چادر بزنیم و بدون چادر می‌خوابیم.
اما این خستگی برای کسی که کلیت موضوعو دوست داره خیلی شیرینه. اصلا اذیت کننده نیست. سفر با دوچرخه یک سفر معنویه. یک عقیده ای هم که دارم اینه که آدم باید انرژی از دست بده تا انرژی بگیره. روحیتون قبل و بعد از سفر قابل مقایسه نیست.:)

چرا معنوی؟

تو سفر با دوچرخه یاد میگیرید از هرچیزی لذت ببرید. بدترین جاده ها هم لذت خودشونو دارن. تو سفر با دوچرخه یاد میگیریم با مردم ارتباط بزنید و اونارو دوست داشته باشیم. خیلی وقت ها برای مردم زنگوله دوچرخرو به صدا در میارم و بهشون سلام میکنم. هم خودم انرژی مثبت میگیرم هم مردم. به دفعات ماشین هایی از کنار شما رد میشن و دست تکون میدن و بوق میزنن. انرژی مثبت بهتر از این؟ سفر به این صمیمی رو فقط همراه با دوچرخه تجربه کردم. در سفر با دوچرخه کوچکترین تغییرات دما رو حس میکنم، کوچکترین باد رو حس میکنم. قطره قطره باران رو حس میکنم. صدای پرندگان رو حس میکنم. و هزاران چیز دیگری که دلیل بر این مدعاست که به طبیعت نزدیک ترم. سختی ها و چالش های سفر آدمو پخته میکنه. ضمن اینکه با مردم و فرهنگ های مختلف آشنا میشید.

بسیار سفر باید تا پخته شود خامی        صوفی نشود صافی تا در نکشد جامی
((سعدی شیرازی))

و دور از ذهن نیست که انرژی من قبل و بعد سفر قابل قیاس نباشه. اعتقاد دارم آدم باید انرژی از دست بده تا انرژی بیشتری دریافت کنه.

چند نفره میری سفر؟

من، دیوید و چندتا دوچرخه سوار از شمال
من، دیوید و چندتا دوچرخه سوار از شمال

تجربه سفر تنهایی داشتم، تجربه سفر تا ۵ نفر هم داشتم. ولی بنظر من سفر ۳ یا ۴ نفره بهترین تجربه برای یک سفر چندروزه میتونه باشه. چون تعداد اونقدری زیاد نیست که اختلاف نظر ها زیاد باشه، و اونقدری هم کم نیست که خسته کننده باشه. تنها بدیش اینه که اگه بخوایم تریلی هیچ‌هایک کنیم احتمالا لازمه به دو گروه تقسیم شیم.

خرج و مخارج چقدره؟

واقعیت اینه که زیاد نیست. مردم خیلی هواتو دارن و خیلی وقت ها مهمونت میکنن. تریلی ها هم پول نمیگیرن و یک فردی رو میخوان که حرف بزنه و حوصلشون سر نره(هیچ‌هایک). خوراکی هایی هم که در طی سفر میخریم اونقدری خرجش نمیشه. اگه میخواید رکاب بزنید بیشتر از یک وعده سنگین نمیتونید داشته باشید چون اذیت کنندست.
برای من خرج اصلی ضرر هاییه که به خودم میزنم. بارها پیش اومده عینک، دستمال گردن، قفل دوچرخه و… جا بگذارم. دو بار پیش اومده صفحه نمایش موبایلم بشکنه….
آها راستی سعی کنید چیز هایی کم قیمت مثل دستمال گردن اضافه همراهتون باشه و در قبال لطف مردم بتونین به عنوان یادگاری بدید بهشون.

هیچ‌هایک چیست؟

هیچ هایک نوعی مهارته که طرف باهاتون حال میکنه و به رایگان یک سرویسی ازش میگیرید. مثلا تریلی که سوار میشید و در طی مسیر باهم صحبت میکنید نهایتا هم ازتون پولی نمی‌گیره. البته هیچ‌هایک معامله نیست ها… یجورایی لطفه. رایج‌ترین نوع هیچ‌هایک، هیچ‌هایک ماشین سنگینه. ولی میتونید بلیط جاهای دیدنی، غذا، میوه و… هم هیچ‌هایک کنید.
برای هیچ‌هایک ماشین سنگین، میتونید از مغازه ها تیکه ای کارتون بگیرید و با ماژیک مقصدتون رو روش بنویسید. حالا کارتون رو به ماشین سنگین هایی که از کنارتون رد میشن نشون بدید. دیگه مهارت خودتونه که چطوری ارتباط بزنید و اعتماد ماشین سنگین رو جلب کنید. البته روزها راحتتر اعتماد میکنند.
آخر مسیر شماره راننده هم بگیرید تا اولا در پایان سفر پیامک بفرستید و ازش تشکر کنید، دوما اگه وسیله ای جا گذاشتید بتونید تماس بگیرید.

سخن پایانی

هر کسی حاضر نیست با دوچرخه سفر کنه. ممکنه بعضیا بگن عقل نداری…. کاملا درست میگن. عشق تنها چیزیه که باعث میشه سوار دوچرختون شید و سفر کنید. سایکل‌توریست خیلی خاصه. شما نماینده ی دوچرخه سوار هایید و توجه هرکسی رو جلب میکنید. پس هواستون باشه لااقل جلو مردم چیکار می‌کنید. مردم نمیفهمن شما کی هستین، فقط میدونن شما سایکل‌توریستید. شما میتونید جلوه خوبی از خودتون به جا بگذارید و مطمئن باشید فراموش نمیشید.
در عین حال سعی کنید رها باشید و از هرچیزی لذت ببرید. خود واقعیتون باشید… . سخت‌گیری رو کنار بذارید و با آرامش به سفر بپردازید.

ارتباط با بچه‌ها
ارتباط با بچه‌ها