حسام کاوه

روز نوشته های یک توسعه دهنده

تجربه یک ماهه من از ترک اعتیاد، اعتیادی به سبک عادت

date 3 آذر 1397   

اعتیاد فقط راجع به مواد مخدر نیست، من اعتیاد را نوعی وابستگی بد و به نوعی عادت می‌دونم و معمولا این وابستگی اعتیاده که بده وگرنه مثلا یک نخ سیگار به تنهایی چیز خاصی نیست. اعتیاد می‌تونه راجع به هرجیزی باشه، از چیز های خوب مثل قهوه بگیر تا چیز های بد مثل سیگار و الکل.

ادامه مطلب←

سخت نگیر، حتی در سخت نگرفتن

date 30 آبان 1397   

چند سال پیش نزدیکای عروسی داییم بود و درگیر بنایی بودیم. میرفتم خونشون و تو رنگ کاری و آماده کردن خونه کمکش میکردم. کاری بهم می‌سپرد به بهترین نحو انجام میدادم و حتی نمیذاشتم یک ایراد کوچیک باقی بمونه. اما مشکلی که بود عروسی خیلی نزدیک بود و خونه آماده نبود پس باید عجله می‌کردیم. ازین جهت داییم مدام میگفت حسام سخت نگیر. چیزی که واسش مهم بود این بود که بنایی زودتر تموم شه نه اینکه کار خیلی تمیز و بدون هیچ نقص از آب در بیاد. منم سعی کردم سخت نگیرم و این باعث شد از رفع یک سری مشکلات و وسواسی های خیلی کوچیک که حتی به چشم نمیاد صرف نظر کنم و درنهایت نتیجه این شد که بنایی به موقع و چند روز مونده به عروسی تموم شد و نتیجه کار بسیار عالی بود. عالی بودن به معنای بدون نقص بودن نیست بلکه به این معناست که نواقص اونقدری کوچیکن که اصلا به چشم نمیان، مثل یک قطره رنگی که روی زمین ریخته. یا به عنوان مثالی دیگر، در رنگ‌کاری اگر خیلی تمیز کار کنی و مواظب باشی رنگی روی زمین نچکه، کار تمیز در میاد، ولی وقتی یکم از این دقتت کم کنی و آخرش رنگ های ریخته شده روی زمین را پاک کنی باز هم کار به همون تمیزی در میاد ولی تایمی که میگیره خیلی کمتره. این اولین باری بود که ذهن کوچیک من با مفهوم سخت نگیر آشنا شد و فهمیدم سخت نگرفتن به معنای اهمیت ندادن نیست.

بسیاری دانش‌آموزان و دانشجویان را می‌بینم که مدام پای کتاب میشینن و درس میخونن با این تفکر که درسشون واقا سخته و میخوان درسشونو با نمره +10 پاس کنن. همینشم کلی تلاش می‌خواد از نظرشون. اما به راستی چه دلیلی داره که نتیجه به مراتب بدتری میگیرن نسبت به کسی که فقط شب امتحان رو وقت گذاشته؟ بذارید احتمالات را بررسی کنیم:

ادامه مطلب←

از ReactJS تا GatsbyJS ـ تجربیات من از دنیای ReactJS

date 15 آبان 1397   

مدت زیادی نیست که می‌نویسم. به سبک خودم می‌‌نویسم و مطالبیو مینویسم که لااقل برای خودم خاص هستن و باهاشون حال می‌کنم:) قالب این سایت اسمش هست Sansi که در گیت هاب منتشرش کردم و میتوانید ازش استفاده کنید. میخوام فرآیندی که طراحی این سایت داشته و تکنولوژی هایی که پشت سر گذرونده رو بهتون بگم.

ReactJS

دوست داشتم وبلاگم خاص باشه و در عین حال تجربه جدیدی برای من داشته باشه. بجای اینکه بخوام وبلاگو با وردپرس یا یک CMS دیگه بالا بیارم ترجیه دادم خودم یچی بنویسم. قصد داشتم ReactJS یاد بگیرم و خب حالا یک پروژه داشتم برای تمرین. پس تصمیم گرفتم UI وبلاگمو با ReactJS بزنم و تنها برای بک اند از وردپرس استفاده کنم.

ادامه مطلب←

معرفی سرویس هایی که به دانشجویان خدمات خاص میدهند

date 27 مهر 1397   

بعضی سایت ها و شرکت ها خدمات رایگان یا ویژه برای دانشجویان درنظر می‌گیرند و خداروشکر ما ایرانیا هم میتوانیم از این خدمات بهره ببریم.

گیت هاب لیستی از سرویس هایی که آفر های خاص برای دانشجویان دارند را اینجا گذاشته و جالب اینکه میتونید با یک بار تایید هویت دانشجو بودنتون به این خدمات دسترسی داشته باشید. برای اینکار کارت دانشجویی‌تونو بفرستید به گیت هاب و پس از نهایتا ۱ هفته ایمیلی مبنی بر تایید دانشجو بودنتون میاد و گیت هابتون pro میشه. اگرم میخواهید از سرویس های معرفی شده توسط گیت‌هاب استفاده کنید دیگه نیازی نیست مجددا تایید هویت شوید بلکه اینکارو گیت هاب براتون می‌کنه و خیلی فوری میتونید به خدمات ویژه دسترسی پیدا کنید. البته بعضیاشون نیازه تا تو سایتشون ثبت‌نام کنید بعضیاشونم گیت هاب اینکارو واستون انجام می‌ده.

سرویس های زیادی هستند که به دانشجویان خدمات رایگان ارائه میدن. در زیر به معرفی اجمالی بعضی سرویس ها و مزایایی که برای دانشجویان دارند میپردازم:

ادامه مطلب←

تجربیات یک فریلنسر از ۳ سال حبس شدن در اتاق

date 12 مهر 1397   

شنیدید میگن با هرکی بگردی شبیه به همون می‌شی؟ یا شخصیت آدم میانگین شخصیت های ۵ نفر اطرافشه؟ من سه ساله که تو یک اتاق حبس شدم. تقصیر خودم بودا! انتخابی بود که خودم کردم، خودم کردم که لعنت بر خودم باد. این سه سال بیشتر دوستام مجازی بودن یا نهایتا هر چند روزی یکدومشونو میدیدم…. خب محدودیت داشتم تو خروج از اتاق. البته نه اینکه نگهبانی بالا سرم باشه یا کسی مجبورم کرده باشه تو اتاق بمونما، خودم اینطور میخواستم. آها شخصیتم یجورایی میانگینی شده بود از خودم و کامپیوترم! شاید چون باهاش از هرکسی راحتتر بودم و بیشترین وقتو هم با همین زبون بسته میذاشتم. البته اگه یک اینترنت درست درمون بهش وصل باشه همچینم زبون بسته نیست. این سه سال داشتم سعی میکردم زبون حرف زدن باهاشو بیشتر و بیشتر یاد بگیرم اما هرچی جلوتر می‌رفتم مییدیدم چیزای خیلی بیشتری هست… انگارکه از هرطرف انتهاش سرابی بیش نیست!
بعضی وقتا هم با بچه ها کنار هم جمع میشدیم و هرکدوم مینشستیم پشت لپ تاپمون و کارمونو میکردیم. تا حدیش خوب بود و مشکلاتمونو با هم به اشتراک میذاشتیم و بعضا زودتر حل میشد. اما بعضی وقت‌ها خوب نبود. نظر منو بخوای لپ تاپ عین ناموس آدم میمونه. بعضی وقت‌ها میشه اکیپی کنار هم نشست. اما معمولا ترجیه بر اینه که خلوت کنیم و تو سکوت و تمرکز کامل عشق بازی کنیم.

ادامه مطلب←

علائم ارتباطی دوچرخه سوار ها

date 31 شهریور 1397   

این تصویر روش استاندارد ارتباط دوچرخه سوارها با هم رو نشون می‌ده. همیشه مخابره کلامی بهترین گزینه نیست چون ممکنه نفر عقبی به هر دلیلی حرفتونو متوجه نشه. دوچرخه سوارها معمولا با دست خبر های مهم رو به هم اطلاع میدن، بعضیاشون از علائم استاندارد که همه متوجهش میشن استفاده میکنن و بعضیا هم علائم مشابهش. چیز خاصی نیست فقط مهم اینه که از علائم دستی استفاده کنیم و به هر طریقی منظورمونو برسونیم. البته چه بهتر که از علائم استاندارد استفاده کنیم.

ادامه مطلب←

ویندوز یا لینوکس؟ عمیق بیندیشیم

date 22 شهریور 1397   

اول از هرچی از روز برنامه نویس بگم چون امروز 22 شهریوره و روز برنامه نویسه! تقریبا به هرکی تبریک گفتم جاخورد ازینکه روز برنامه نویس هم داریم. احتمالا دلیلش اینه که هنوز تو تقویم شمسی ثبت نشده و یادمه داشتند امضا جمع میکردند که ثبت شه(الان که چک میکنم سایتش ساسپند شده! ولی خب قبلا من امضامو ثبت کرده بودم). امیدوارم الان که این مطلبو میخونید programmerday.ir براتون باز بشه:( . بریم سر اصل مطلب!

حق و باطل

همه ی داستانای معروف تو یچیز مشترکند، جنگ میان حق و باطلند. ارباب حلقه ها، جنگ ستارگان، رستم و اسفندیار هم ازین قضیه مستثنی نیست. تو دنیای واقعی هم ازین جنگا داریم مثل جنگ بین لینوکسی ها و ویندوزی ها. به شخصه خیلی ازین بحثا خوشم میاد چون جنبه ی خوشگذرونی داره و به نوبه ی خودش فانه. اما واقعیت اینه که اعتقاد دارم جفتنشون خوبن، اما…. اما برای هر کاری و برای هرکسی یک سیستم عامل خوبه. مثلا یک C# کار هیچوقت لینوکس واسش انتخاب مناسبی نیست یا طرز تفکر یه پایتون کار احتمالا بیشتر با لینوکس سازگاره.

ادامه مطلب←

معلولیت

date 21 شهریور 1397   

معلولیت نه ذهنیست نه جسمی، معلولیت طرز نگاه به قضایاست.

این اواخر خونه رو امن ترین پناهگاهی انتخاب کردم که در اون هستم. تنهایی هم خوبی‌هایی دارد که گاهی به همان اندازه که اجتماعی بودن خوب است، گوشه گیری هم خوب است، آخه میدونی؟ وقتی فقط خودت باشی میتونی یک عالمه فکر های قشنگ داشته باشی ولی وقتی تو جامعه ای، طرز فکر اونا هم روت تأثیر داره. از پناهگاه که بیرون میرم همه از تحریم ها و قیمت دلار مینالن و این تومخی ترین شیونی است که این روز ها می‌شنوم. این روزا چیزی که بیشتر از مسائل سیاسی و قیمت ها ناراحتم میکنه همین نالش مردمه. البته نه اینکه فرد سیاسی ای باشم، اما خب دارم تاثیراتشو می‌بینم. البته درکشون میکنماا، اوضاع واقا سختیه اما یکی نیست بگه آخه ای انسان! کار با نالیدن که به جایی نمی‌رسه. مگه فرق انسان و حیوان در قدرت تفکر و تصمیم‌گیری نیست؟ پس بجا اینکه بنالی و جامعتو از اینی که هست افسرده تر کنی یه راهی پیدا کن درآمدت با این قیمتا تطبیق پیدا کنه.

بهترین کاری که تو این اوضاع میشه کرد لبخند زدنه. لبخند زدن به معنای نادیده گرفتن شرایط موجود نیست، بلکه لبخند قوی‌ترین سلاح آدمی در برابر بدترین و سخت ترین شرایطه. درواقع روحیه خوب باعث میشه فکرمون باز شه و بجا نالیدن به فکر چاره باشیم. البته تأثیرش عین بمب اتمیه که همه رو دربر میگیره! افسردگی بدترین و سخت ترین بیماریه، آدم افسرده با طرز فکر آلوده خودش ارضاع میشه و به همین جهته که باید برای بیرون کشیدن مردمانمون از بند افسردگی از سلاح قوی‌ای چون لبخند استفاده کنیم. انگار تو ایران چند سالیه فراموش کردیم چطوری خوشحال باشیم. کسی انرژی زیاد داشته باشه میگیم داداش چی زدی؟ جنسش خوب بوده. موقع عکس انداختن اخم می‌کنیم چون اونطوری شاخ‌تر بنظر میایم. ماسک‌های بزرگسالی به چهرمون زدیم و نگران چروک پیرهنمونیم. من عاشق روحیه بچه هام چون اگه از چیزی ناراحت بشن زود فراموشش میکنن و اگرم چیزیو بخوان خودشونو به هر دری میزنن تا بدستش بیارن. تازه… اونا هنوز فراموش نکردن چطوری شاد باشن.

من این روزا خیلی خوشحالم، نه بخاطر وضع اقتصادی که رو زندگی هممون تأثیرشو گذاشته. بلکه این روزای سخت چالشیه که عیار منو میسنجه، سربلند بیرون بیام عیارم بیشتر میشه. ما نمیتونیم شرایطو تغییر بدیم ولی میتونیم دیدگاهمونو نسبت به شرایط عوض کنیم.

ادامه مطلب←

چطوری برنامه نویسی یاد بگیرم؟

date 20 شهریور 1397   

یادگیری هر کسی با کسی دیگه متفاوته. من نمیتونم روش کلی بگم. اجازه بدید داستان خودمو براتون تعریف کنم:.

تقریباً 15 سالم بود که داشتم به برنامه نویسی علاقه‌مند میشدم و با html و css شروع کردم. اونموقع ها نهایت کاری که میکردم این بود یه وردپرس بزنم و افزونه و قالب نصب کنم و ادیتشون کنم. و خب درواقع پروژه خاص و حرفه‌ای ای انجام نمی‌دادم. همین باعث شد که تقریباً طی 4 سال چندین بار html و css بخونم و درنهایت بازم هیچی بلد نباشم چون تقریبا تمرین عملی نداشتم. اومدم دانشگاه و تو جو رقابتی با چند تا از بچه‌ها قرار گرفتیم و باعث شد اعتماد به نفس اینو پیدا کنم که پروژه واقعی انجام بدم، درصورتی که بازم دانش زیادی نداشتم. برای دست گرمی یه عکس از یک وبسایت گیراوردم و شروع کردم به کد زنیش. بیشتر کد هایی که پیاده کردم با آزمون و خطا بود یا با سرچ! درواقع 4 سال و چند باری که html خوندنم اونقدری کمک نکرده بود!! اونجا بود که متوجه شدم اینکه چقدر برای انجام یک کار دورخیز میکنیم مهم نیست، مهم اینه که واقا میخوایم اون کار رو انجام بدیم و شروعش می‌کنیم یا نه!

ادامه مطلب←