روز نوشته های یک توسعه دهنده

جامعه شناسی


تجربیات یک فریلنسر از ۳ سال حبس شدن در اتاق

logo 10 شهریور 1397   

شنیدید میگن با هرکی بگردی شبیه به همون می‌شی؟ یا شخصیت آدم میانگین شخصیت های ۵ نفر اطرافشه؟ من سه ساله که تو یک اتاق حبس شدم. تقصیر خودم بودا! انتخابی بود که خودم کردم، خودم کردم که لعنت بر خودم باد. این سه سال بیشتر دوستام مجازی بودن یا نهایتا هر چند روزی یکدومشونو میدیدم…. خب محدودیت داشتم تو خروج از اتاق. البته نه اینکه نگهبانی بالا سرم باشه یا کسی مجبورم کرده باشه تو اتاق بمونما، خودم اینطور میخواستم. آها شخصیتم یجورایی میانگینی شده بود از خودم و کامپیوترم! شاید چون باهاش از هرکسی راحتتر بودم و بیشترین وقتو هم با همین زبون بسته میذاشتم. البته اگه یک اینترنت درست درمون بهش وصل باشه همچینم زبون بسته نیست. این سه سال داشتم سعی میکردم زبون حرف زدن باهاشو بیشتر و بیشتر یاد بگیرم اما هرچی جلوتر می‌رفتم مییدیدم چیزای خیلی بیشتری هست… انگارکه از هرطرف انتهاش سرابی بیش نیست!
بعضی وقتا هم با بچه ها کنار هم جمع میشدیم و هرکدوم مینشستیم پشت لپ تاپمون و کارمونو میکردیم. تا حدیش خوب بود و مشکلاتمونو با هم به اشتراک میذاشتیم و بعضا زودتر حل میشد. اما بعضی وقت‌ها خوب نبود. نظر منو بخوای لپ تاپ عین ناموس آدم میمونه. بعضی وقت‌ها میشه اکیپی کنار هم نشست. اما معمولا ترجیه بر اینه که خلوت کنیم و تو سکوت و تمرکز کامل عشق بازی کنیم.

ادامه مطلب←

معلولیت

logo 10 شهریور 1397   

معلولیت نه ذهنیست نه جسمی، معلولیت طرز نگاه به قضایاست.

این اواخر خونه رو امن ترین پناهگاهی انتخاب کردم که در اون هستم. تنهایی هم خوبی‌هایی دارد که گاهی به همان اندازه که اجتماعی بودن خوب است، گوشه گیری هم خوب است، آخه میدونی؟ وقتی فقط خودت باشی میتونی یک عالمه فکر های قشنگ داشته باشی ولی وقتی تو جامعه ای، طرز فکر اونا هم روت تأثیر داره. از پناهگاه که بیرون میرم همه از تحریم ها و قیمت دلار مینالن و این تومخی ترین شیونی است که این روز ها می‌شنوم. این روزا چیزی که بیشتر از مسائل سیاسی و قیمت ها ناراحتم میکنه همین نالش مردمه. البته نه اینکه فرد سیاسی ای باشم، اما خب دارم تاثیراتشو می‌بینم. البته درکشون میکنماا، اوضاع واقا سختیه اما یکی نیست بگه آخه ای انسان! کار با نالیدن که به جایی نمی‌رسه. مگه فرق انسان و حیوان در قدرت تفکر و تصمیم‌گیری نیست؟ پس بجا اینکه بنالی و جامعتو از اینی که هست افسرده تر کنی یه راهی پیدا کن درآمدت با این قیمتا تطبیق پیدا کنه.

بهترین کاری که تو این اوضاع میشه کرد لبخند زدنه. لبخند زدن به معنای نادیده گرفتن شرایط موجود نیست، بلکه لبخند قوی‌ترین سلاح آدمی در برابر بدترین و سخت ترین شرایطه. درواقع روحیه خوب باعث میشه فکرمون باز شه و بجا نالیدن به فکر چاره باشیم. البته تأثیرش عین بمب اتمیه که همه رو دربر میگیره! افسردگی بدترین و سخت ترین بیماریه، آدم افسرده با طرز فکر آلوده خودش ارضاع میشه و به همین جهته که باید برای بیرون کشیدن مردمانمون از بند افسردگی از سلاح قوی‌ای چون لبخند استفاده کنیم. انگار تو ایران چند سالیه فراموش کردیم چطوری خوشحال باشیم. کسی انرژی زیاد داشته باشه میگیم داداش چی زدی؟ جنسش خوب بوده. موقع عکس انداختن اخم می‌کنیم چون اونطوری شاخ‌تر بنظر میایم. ماسک‌های بزرگسالی به چهرمون زدیم و نگران چروک پیرهنمونیم. من عاشق روحیه بچه هام چون اگه از چیزی ناراحت بشن زود فراموشش میکنن و اگرم چیزیو بخوان خودشونو به هر دری میزنن تا بدستش بیارن. تازه… اونا هنوز فراموش نکردن چطوری شاد باشن.

من این روزا خیلی خوشحالم، نه بخاطر وضع اقتصادی که رو زندگی هممون تأثیرشو گذاشته. بلکه این روزای سخت چالشیه که عیار منو میسنجه، سربلند بیرون بیام عیارم بیشتر میشه. ما نمیتونیم شرایطو تغییر بدیم ولی میتونیم دیدگاهمونو نسبت به شرایط عوض کنیم.

ادامه مطلب←